تبليغاتX
هبوط
اجتماعی-سیاسی
سلام دوستان امروز (۹/۸/۸۸) داشتم سايتها رو مرور مي كردم خبرهاي داغ و جالبي بود،از آزادي محمد قوچاني سردبير اعتماد ملي بگير تا خبر آزادي مرتضي الويري و خبر فوري آزادي چريك پير بهزاد خان نبوي،خدايي خوشحال شدم و احساس غرور به من دست داد و از صلابت و پايمردي اين اسير آزاد شده و اسيراني كه هنوز در بند هستند بر خودم باليدم.و براي آزادي تك تكشان دعا كردم.

و اما به دلیل اینکه تا چند روز دیگر عازم سفر حج تمتع هستم هر هفته روزهای جمعه در کلاسهایی از طرف کاروان شرکت میکنم که در یکی از این کلاسها اتفاق جالبی رخ داد یکی از زائرین از من پرسید :آقا روز برائت از مشرکین می تونیم عکس ((میر حسین))رو با خودمون بیاریم،طرف سن و سال دارم بود،از اين حرفش هم تعجب كردم و هم شك! كه نكنه اين بابا هم بعله؟به هر ترتيبي بود يه جورايي با هاش قاطي شدم و از زير زبونش كشيدم و فهميدم  نخير ! اين اخوي ما عزمش رو جزم كرده براي آوردن عكس به قول خودش((رييس جمهور موسوي)) و ميخواد اونو توي برائت از مشركين نشون تمام مسلمانان جهان نشون بده و بگه:

رييس جمهور واقعي ملت ايران مير حسين هست و بس.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:7  توسط کسری  | 

سلام دوستان امروز سایتهای زیادی(حتی فیلتر شده ها) رو مرور کردم و اخباری رو که بر روی خروجی شون گذاشته بودن مطالعه کردم از هر دری صحبت شده بود از تماشای جومونگ توسط ابراهیم یزدی تا پس گرفتن۲ وزير پیشنهادی رییس.....؟! از مجلس.اما در لابلای این خبرها چند تاش توجهم رو جلب کرد پلمپ دفتر پیگیری حوادث اخیر موسوی و پس فرستادن جنازه ۱۴ سرباز ایرانی توسط گروهک ریگی و در آخر پلمپ دفتر حزب اعتماد ملی به دستور دادستان تهران‌؛در همين حين به آرام شدن فضا البته تا حدودي پس از اين جارو جنجالها فكر ميكردم و اينكه كه باز طاقت آقايان طاق شد و .......

القصه:آنچه كه مشخص است و كم كم نمود پيدا كرده اين است كه آقايان نه تنها كمكي به تلطيف فضا نمي كنند بلكه دوام و بقا را در ملتهب نمودن فضا مي بينند و كساني را هم كه جهت شفاف سازي و پيگيري آسيب ديدگان بعد از انتخابات  كه الحق متحمل سختي ها و بهتانهايي هم شده اند را بايكوت و سركوب مي كنند.

از همه مهمتر مانده ام سخت عجب!كه با وجود تغييرات گسترده اي كه در راس قوه قضاييه و دادستانيها انجام پذيرفت چرا بايد باز شاهد پلمپ و دستگيري باشيم چرا؟اگر به مطالبي كه رييس جديد قوه قضاييه در مراسم معارفه خود درباره مبارزه با قانون شكنان و پايمال كنندگان حقوق شهروندي گفت توجه كنيم به اين نتيجه ميرسيم كه حتما منظور ايشان كروبي و موسوي و...... بوده است و آنها هم بايد حساب كار به دستانش آيد وگرنه به سرنوشت تاجزاده هاو حجاريانهاو رمضان زاده ها دچار خواهند شد.

واينكه چرا تا به حال كسي از كشته شدن ۱۴ تا سرباز توسط گروهك ريگي و تحويل اجساد اونا چيزي نگفته بود؟خوب!حالا حق دارن فضا را نا  آرام جلوه بدهند يا نه؟شما چطور؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 21:1  توسط کسری  | 

این روزها بحث تشکیل کابینه دولت دهم داغ داغ است و افرادی برای تصدی وزارتخانه های مختلف به مجلس پیشنهاد شده اند.اما از آنجاییکه روال بر این است که همیشه رییس جمهور وزرای پیشنهادی را به صورت مستقیم به مجلس ارائه کند این بار شاهد معرفی آنها از طریق رسانه میلی بودیم.

پر واضح است که این بدعت و خلاف بزرگ سیاسی فقط و فقط از سوی رییس این دولت بر می آید و ارتباط مستقیمی با فشار بر افکار عمومی و ایجاد یک سفسطه سیاسی برای متقاعد نمودن مجلس داشت فلذا این گونه رفتار نشان دهنده بریدگی دولت (؟!!!!) در ابتدای راه است.

اما آنچه که در جریان رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی نمود دارد و مورد نظر اکثر نمایندگان است عدم کار آمدی آنها در اداره وزارتخانه مربوطه است واین جای تامل دارد و از سوی دیگر چون ترکیب کنونی مجلس هشتم را تقریبا ترکیبی مناسب از عقلای جریان راست و اصلاح طلبان می دانیم کار برای همه مردان رییس .....؟! سخت و سخت تر خواهد شد.

اینبار به گفته رییس....؟! همه افراد معرفی شده دارای سوابق مدیریتی و تحصیلاتی قوی هستند(منظور  ایشان کامران دانشجو و وحیدی است) و عاجزانه طلب رای اعتماد می نمود.

اما سوال اینجاست چرا وزرای هلوی دولت نهم در این دولت جایی ندارند؟به نظر من با حضور سه وزیر زن حتما امر به ایشان برای جایگزینی وزرای هلو مشتبه شده است الله و اعلم و بالثواب.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 13:2  توسط کسری  | 

امروز و بالاخره بعد از مدتها مراسم تودیع و معارفه روسای قدیم و جدید قوه قضاییه برگزار شد.البته این رویداد مهم در جای خود قابل تامل و بررسی است.

اول:بدان جهت که جناب آیت ا... لاریجانی اخوی رییس مجلس شورای اسلامی تاکنون در مقام اجرایی منصوب و مشغول به فعالیت نبوده و بیشتر در وادی علم اندوزی شهرت داشتهُ واینکه چگونه از پس قوه ای به این عریضی و طویلی برخواهند آمد و ایفای نقش ایشان در مقام((قاضی القضات)) به چه صورت خواهد بود اولین مسله است.

دوم:با عنایت به انتصاب ایشان کشور ما برای اولین بار حضور دو برادر را در دو قوه مهم مملکتی و تصمیم گیری به خود می بیند و این که آستانه صبر و تحمل اعضای قوه مجریه در برابر این پتانسل غنی چگونه خواهد بود مسله دوم است.

سوم:در این جلسه شاهد تقابل احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی بودیم که با لبخندهای معنا دار و در واقع از سر مصلحت در میان جمع به خودنمایی پرداختند.

چهارم:سخنان جالب قاضی القضات که عنوان کرد :هیچ کس نباید به خودجرات و حق دهد که بر خلاف قانون حکم کند و حقوق شهروندان را ضایع نماید و آرامش و امنیت را از آنان سلب نمایند چنین کسانی باید بدانند دیر یا زود به محکمه عدل فرا خوانده خواهند شد و حق مظلومان از آنان ستاننده خواهد شد 

حال نکته اینجاست که این کسان چه کسانی هستند؟آیا کسانی که دستشان به خون جوانان این مرز و بوم آغشته  است واقعا در محکمه ای که قاضی القضات از آن یاد کرد محاکمه خواهند شد و به سزای اعمالشان خواهند رسید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 22:54  توسط کسری  | 

گفت با زنجیر در زندان شبی دیوانه یی                     عاقلان پیداست  کز دیوانگان ترسیده اند

من بدین زنجیر ارزیده ام که بستندم به پای                 کاش می پرسید کس  کایشان به چند ارزیده اند

دوش سنگی چند پنهان کردم اندر آستین               ای عجب! آن سنگ  را هم زمن دزدیده اند

سنگ می دزدند از دیوانه با این عقل و رای           مبحث فهمیدنی ها را چنین فهمیده اند

عاقلان با این کیاست عقل دور اندیش را               در ترازوی چو من دیوانه یی سنجیده اند

از برای دیدن من بارها گشتند جمع                    عاقلند آری  چو من دیوانه کمتر دیده اند

جمله را دیوانه نامیدم  چو بگشودند در                گر بدست  ایشان بدین نامم چرا نامیده اند

کرده اند از بیهشی بر خواندن من خنده ها            خویشتن در هر مکان و هر گذر رقصیده اند

من یکی آیینه ام کاندر  من این دیوانگان             خویشتن را دیده و بر خویشتن خندیده اند

آب صاف از جوی نوشیدم  مرا خواندند پست        گر چه خود خون یتیم و پیرزن نوشیده اند

خالی از عقلند سرهایی که سنگ ما شکست         این گناه از سنگ بود از من چرا رنجیده اند؟

به که از من باز بستانند و زحمت کم کنند               غیر از این زنجیر  گر چیزی به من بخشیده اند

سنگ در دامن نهندم تا در اندازم به خلق             ریسمان خویش را با دست من تابیده اند

هیچ پرسش را نخواهم گفت زین ساعت جواب      زانکه از من خیره و بیهوده بس پرسیده اند

چوبدستی را نهفتم دوش زیر بوریا                 از سحر تا شامگاهان  از پیش گردیده اند

ما نمی پوشیم عیب خویش  اما دیگران           عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده اند

ننگها دیدم اندر دفتر و طومارشان               دفتر و طومار ما را زین سبب پیچیده اند

ما سبکساریم از لغزیدن ما چاره نیست          عاقلان با این گران سنگی چرا لغزیده اند؟

                                                                         (پروین اعتصامی)

وقتی به عمق شعر دقت میکنید وصف الحال متهمان دادگاههای اخیر و در راس آن ابطحی نمود پیدا می کند.ابطحی با اعترافات خود ثابت کرد: ما نمی پوشیم عیب خویش اما دیگران  عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده اند.به نظر من اعتراف کردن هم شجاعت می خواهد آن هم به ترتیبی که: عاقلان پیداست از دیوانگان ترسیده اند.

پروین زیبا می گوید: من بدین زنجیر ارزیدم که بستندم به پای    کاش می شد پرسیدکس ُ کایشان به چند ارزیده اند

من هم در عجب مانده ام که این عاملان محاکمه کننده و اتهام زننده  در پیشگاه داور یکتا به چند خواهند ارزید؟

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 22:30  توسط کسری  | 

اراده کردیم تا بر کسانی که در زمین قربانی استضعاف شده اند منت نهیم آنان را پیشوایان زمان سازیم و وارثان زمین!  (سوره قصص آیه ۵)

سلام دوستان امروز ۱۷ مرداد ماه روز خبرنگاره و من آغاز به کار وبلاگم رو به تنهایی جشن گرفتم.

اگه خدا قبول کنه خبرنگارم ولی از جایی که در کشور ما به زمان اهمیت میدن! قراره به اصطلاح جشن روز خبرنگار رو فردا بگیرن!من که چشمم زیاد آب نمیخوره چیزی از توی این جشن در بیاد مثه باقی جشنها

خلاصه دوستان از فلسفه نام هبوط براتون بگم که برگرفته از نام کتاب استاد بزرگ دکتر شریعتی به نام هبوط در کویر گرفته شده امیدوارم بتونم نام اون استاد فقید رو زنده نگه دارم.

در ضمن خوشحال میشم به وبلاگ نه چندان جذاب من سر بزنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 23:6  توسط کسری  |